تمام وجودم پر از اندوه و درد و شکایته
چشماتو که بستی
منم حس لمس هر خوشی رو از دست دادم عزیزکم
نفست که تو سینه موند
منم هرگز دیگه به سادگی نفس نکشیدم
اگه تو به آرامش ابدی رسیدی
من در تلاطمم
تمام لحظه هام مالامال حسرته
یه حسرت عمیق به عمق بی نهایت!
شبها قبل از خواب با چشمای بسته و ذهن بیدار برای دلم رویا میسازم
خیال میبافم به زیبایی چشمای قشنگت
دختر شیطون بلا کجا گذاشتی رفتی آخه ؟
مگه نمیدونی نفسمون به نفست بنده ؟
مگه نمیدونی روزمون تو چشمای تو شروع میشه ناقلا ؟
دخترکم چشماشو به عشق ما بست.
چراغ روشن چشمش رو از زندگی هممون گرفت.
روز و شبمون تاریک شد!
تاریک و سوت و کور
نبودت - ندیدنت اگه تقدیره اگه حکمت!
اگه بازی زمونه است یا اتفاق!اگه بدبیاری و یا حتی امتحان!
خیلی بی انصافیه ! خیلی ................!!!!