آقای چمبر

ایشون آقای " چمبر " هستند . 2 سال دارند و مقیم منطقه 15 " وین " و ساکن " هایم" ( خوابگاه ) . بنابراین آنچه که من در ارتباط با ایشون براتون می نویسم و یا آنچه راکه شما برای این آقای محترم کامنت میگذارید را به دلیل عدم تسلط ایشون به زبان شیرین فارسی به هیچ وجه متوجه نخواهند شد .
داستان از سال پیش شروع میشه و به زمانی برمیگرده که " امیرکسری " در فصل تابستان به دنبال کاری می گشت که اوقات تابستانش را به بطالت نگذرونه . به یک شرکت خصوصی که مسئولیت تحویل روزنامه های صبحگاهی را داشت مراجعه و مسئول تحویل روزنامه به درب خانه هایی در منطقه تقریبا" اعیان نشین وین میشود .
هرازگاهی " چمبر " را در حالیکه توی چمن های یک خانه ویلایی لم داده بود می دید و از آنچایی که عشق به حیوانات را از خاله کوچیکه به ارث برده بود – به تماشای چمبر مشغول میشد – حرکات همراه با وقار پیشی کوچولو سخت به دلش نشسته بود و از دور باهاش چاق سلامتی میکرد . در این میان دوبار با صاحب خانه که مرد فربه و بسیار بداخلاق و عصبی بود رودررو شده بود و حرکات توهین آمیز مرد با " چمبر " بدجور به دلش چنگ زده بود . یکبار شاهد کتک خوردن چمبر از دست صاحب بی انصافش و بار دیگر دنبال کردن مرد با چنگک باغچه و پرتاب آن به طرف " چمبر " بود .....
تابستان گذشت ... پاییز و شروع هوای سرد در اروپا آغاز شد – اما امیر کسری با آنکه دیگر به دنبال کار پخش روزنامه نبود – همچنان به عشق " چمبر " هرازگاهی به دیدارش – اگر چه که از پشت درب باغ بود میرفت ...... با وجود سرمای طاقت فرسا و برف شدید " چمبر بیچاره همچنان در حیاط خانه برای خودش مشغول گرفتن آفتاب بود ... تصادفی صاحب عصبی و بدخلق " چمبر " را دید و بعنوان اعتراض به وی گفته بود : در یک چنین هوایی سرد و برفی – بیرون از خانه ماندن یک گربه کار عاقلانه ای نیست .. مرد گفته بود : این گربه لیاقت درون خانه ماندن را ندارد - اگر چه که به وی کمی " ودکا " داده ام بنابراین یخ نخواهد زد ...!!!! بی درنگ امیر کسری با " پلیس حیوانات " تماس گرفته و خود در انتظارشان مانده و ..........
" چمبر " توسط حامیان و پلیس به پناهگاه برده میشود و در طی حکمی " مسئولیت نگهداری از حیوانات خانگی از مرد " روس تبار " ( صاحب چمبر )برای همیشه گرفته میشود . وی در دادگاه گفته بود که " چمبر " کادویی او به دوست دختر جفاکارش بوده که بعد از قطع ارتباط با او دیگر چشم دیدن " چمبر " را نیز ندارد ..!!
از آن هنگام تا به امروز که نزدیک به یکسال و اندی میگذرد مسئولیت نگهداری از " چمبر " بعد از رفت و آمد های فراوان با امیرکسری است . ناگفته نماند که در طول این مدت - وقت و بی وقت و گاها" بدون اطلاع قبلی برای سرکشی و اطلاع از اوضاع و احوال " چمبر " به منزل امیرکسری سرمیزدند و چندروز پیش شنیدم که تمامی هزینه هایی که در طول این مدت اعم از شستشو – واکسیناسیون – جراحی عقیمی و ... را طی چکی به او پرداخت کرده اند . !!!
ای کاش داستان تمامی حیوانات بدون سرپرست و یا " بد سرپرست " همچون چمبر در سرزمین ما نیز ختم به خیر میشد ...!!!
حمايت از حيوانات بي خانمان