تبليغاتX
حمايت از حيوانات بي خانمان


حمايت از حيوانات بي خانمان

 

چندی پیش با یکسری ضرب المثل های قدیمی روبرو شدم و حیف ام آمد که تمثیل هایی که به نوعی نام " حیوانی " در آن هست و نیز کمتر به گوش خورده را به نمایش نگذارم !!

اما :

به امید روزی که در قصه های مادر بزرگ و نیز تمثیل هایمان  به جای کشتن " شغال زرد " و " گرگ ناقلا " به فرزندانمان بیاموزیم که نسبت به حیوانات بی نهایت رئوف و مهربان باشند - اگر حیوانی مریض است در علاج آن کوشا و اگر گرسنه است اطعام نمایند و اگر تشنه است سیراب و اگر خسته در راحتی اش بکوشند و این تمثیل ها نیست مگر وسیله ای برای عنوان کردن انواع و اقسام شرارت های انسانی با کمک گرفتن از نام حیوانات به استعاره ..!! وگرنه تا به حال هیچکدام از ما نه گرگ بدجنس دیده ام و نه چیزی از خساست خرس به گوشمان خورده ....!

گر گرگ مرا شیر دهد  میش من است

بیگانه اگر  وفا  کند   خویش  من است

دوست مهربان بهتر از خویش نامهربان و مضر است .  بیگانه مهربان به از خویشتن حتی فرزند و برادر نامهربان است .

کوسه ریش پهن

حرف دو پهلو - مغایرت داشتن - در یک جلسه نفی را اثبات و اثبات را نفی کردن - معارض گویی .

شغال هایی که فقط برای خوردن خروس - پسر خاله میشن

دوستی های مصلحتی - رفاقت های تجارتی

خر عاریه را باید یه ور سوار شد

به مال امانت دل نبستن و از آن خود ندانستن

اگر تو هم سگ توی ماهیتابه دیده بودی بیشتر فرار میکردی !

در جواب عیب گیر از ترسیدن و ترس

" سگ به مرغ گفت :  چه ناسپاسی تو - که من با یک تکه استخوان یا یک لقمه نان تا صاحبم صدایم کند به طرفش جست می زنم و تو با اینهمه پذیرایی که می شوی صاحبت برای گرفتنت باید خودش را هلاک کند .  مرغ جواب داد : برای اینکه من مرغ در ماهیتابه - سرخ شده بسیار دیده ام - اما تو حتی یک سگ هم در ماهیتابه ندیده ای . "

از ناعلاجی به خر میگه خانوم باجی

نظیر : از اجبار به زن بابا میگه خاله حوری .

مثل سگ نازی آباد میمونه - نه خودی سرش میشه نه بیگونه .

نظر به افراد بی چشم و رو

آنقدر نجیبه که از ماهی توی حوض روی میگیره

کنایه - تکذیب عفت زن یا دختری که در وصف نجابتش بگویند .

انشاءالله گربه بود

به شک انداختن خود به مصلحت و راحت نمودن خیال

"  مردی از حمام بیرون آمد که سگی از جوی آب بیرون جهید و به وی خورد و مرد گفت : انشاءالله گربه است . "

حیف از این شتر اگر گردن بندش نبود

معامله ارزشمندی که مزاحم - همراهش باشد - مثل زنی که پسندیده اما فرزند و یا فرزندانی را داشته باشد .

"  کسی را مشکلی پیش آمد - نذر کرد چنانچه حل شود - شترش را به یک ریال میفروشد . کارش گذشت اما دلش نیامد . پس گربه ای را به گردن شتر بسته به بازار برد .  شتر را به یک ریال و گربه گردنش را به صد تومان قیمت گذاشت که با هم می فروشد .  یکی رسید و گفت :  حیف از شتر اگر گردن بندش نبود .

تا زیر پالون نره حال خر رو نمی فهمه

تا به رنج و مرارت  دچار نشود حال کسی را که به او رنج رسانده نمی فهمد .

"  یک شب ای خر سوار جو می خور        تا بدانی  رسد چه بر سر خر  "

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 15:41 توسط مرجانك |


Design By : Night Skin