حمايت از حيوانات بي خانمان
دوست نادیده ام این روزها سخت است نوشتن برایم . فاصله دارم با خودم و کلمه . هرگاه حیوان دردمند و یا گرسنه ائی را می بینم که چونان بره ائی از گله دور افتاده و یا درختی که چونان سنگسار شوندگان ایستاده می میرد به یاد بی سامانی باد و سرگردانی ابر می افتم و نیک می دانم که نخستین آه من ... آخرین آهم نیست همچنان که اولین اشگم آخرین اشگم نیز نبود . زندگی پر از فراز و نشیب است . بی آنکه بخواهیم آن را در اختیار بگیریم - بی توجه به ما می گذرد . ما در روزگار پریشان دلی زندگی می کنیم و غرق در زندگی روزمره . خاطره ها همه آشفته و حواس ها تا مرز پریشانی پرت است . بسیاری از اعمال آدمی در اقداماتی کوچک وقوع می یابند که هیچ شهرتی به دست نمی آورند و نیز هیچ مارش نظامی سلامشان نمی گوید . خدمت به مخلوقات بی زبان خداوند و نیز محبت به آنها راه هائی برای قرب به آفریدگار است چرا که آنها نیز همچون ما شکل های گوناگونی از آفرینش هستند . پس بیائید با محبت به این نشانه های آفرینش برای خود آرامشی را دست و پا کنیم . غزلی زیبا از " شیخ بهائی " همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن "به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد که به روی نا امیدی در بسته باز کردن "
| Design By : Night Skin |

