تبليغاتX
حمايت از حيوانات بي خانمان


حمايت از حيوانات بي خانمان

 

     دوست نادیده ام

     این روزها سخت است نوشتن برایم .   فاصله دارم با خودم و کلمه .   هرگاه حیوان دردمند و یا گرسنه ائی را می بینم که چونان بره ائی از گله دور افتاده و یا درختی که چونان سنگسار شوندگان ایستاده می میرد  به یاد بی سامانی باد و سرگردانی ابر می افتم و نیک می دانم که نخستین آه من ... آخرین آهم نیست همچنان که اولین اشگم آخرین اشگم نیز نبود .

زندگی پر از فراز و نشیب است .  بی آنکه بخواهیم آن را در اختیار بگیریم - بی توجه به ما می گذرد .  ما در روزگار پریشان دلی زندگی می کنیم و غرق در زندگی روزمره .  خاطره ها همه آشفته و حواس ها تا مرز پریشانی پرت است .

بسیاری از اعمال آدمی در اقداماتی کوچک وقوع می یابند که هیچ شهرتی به دست نمی آورند و نیز هیچ مارش نظامی سلامشان نمی گوید .   خدمت به مخلوقات بی زبان خداوند و نیز محبت به آنها  راه هائی برای قرب به آفریدگار است چرا که آنها نیز همچون ما شکل های گوناگونی از آفرینش هستند .    پس بیائید با محبت به این نشانه های آفرینش برای خود آرامشی را دست و پا کنیم .

 

غزلی زیبا از " شیخ بهائی "

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

     همه ساله حج نمودن  سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه  سر و پا برهنه رفتن

     دو لب از برای لبیک  به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن

     ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

     ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

"به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن "

   

 

      

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:46 توسط مرجانك | |


Design By : Night Skin