حمايت از حيوانات بي خانمان
من به یاد دارم خانه پدری ام را با درختان درهم توت و شاتوت و کبوتر های سپید و سگ هائی که می آمدند و پس از مدتی عضو فامیل مان می شدند و گربه های بارداری که همگی بدون استثناء دوران نقاهت قبل و بعد از بارداری را در زیرزمین منزل ما می گذراندند و پس از اهداء هفت یا هشت بچه گربه جدید به کلکسیون باغ وحش ما به محل دیگری نقل مکان می کردند . من نمی دانم چرا راه تمام گربه های حامله به منزل ما ختم می شد ولی این را می دانم که آنها همه ما را دوست داشتند ........ دیروز توی بالکن داشتم به غذای پرنده ها رسیدگی میکردم . برای قمری هاجدا - گنجشک ها یک طرف دیگه و برای کلاغ زاغی مهربان تکه های صابون و گردو و فندق ... که ناگهان پژو ۲۰۶ نقره ائی رنگی را دیدم و نیز گربه سیاهی را که زیر چرج پژو در حال کش و قوس ......
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |
